خانه > سایر تجهیزات > کنترل کیفی الکتروفورز3

کنترل کیفی الکتروفورز3

یکی از رایج‌ترین منابع خطا در این مورد بروز اختلال در جریانات الکتریکی می‌باشد. این اختلال ممکن است که در قسمت پردازشگر دستگاه، قسمت حسابگر و یا از منبع نور دستگاه دانسیتومتر باشد. قابلیت تکرار جواب در یک دانسیتومتر به شما این امکان را می‌دهد تا در اسکن‌های متوالی، جواب یکسان داشته باشید. با کمک دانستیتومتر نمونه‌‌های مختلف را اسکن کنید (مطمئن شوید که نوارهای الکتروفورز مختلف را تعویضی کرد داید) و بعد جواب‌ها را مقایسه کنید. اختلاف زیاد بین جواب‌های یک نمونه، غیرمعمول می‌باشد امّا اتفاق می‌افتد بنا بر این شما باید از محدوده‌های آن آگاه باشید. چند نکته وجود دارد که به شما کمک می‌کند اختلافات را در این مورد کاهش دهید:

در ابتدا مسیری را روی نوار الکتروفورز برای اسکن کردن انتخاب کنید که عاری از هرگونه خدشه و عوامل مزاحم باشد. اطمینان حاصل کنید که در مسیر انتخاب شده، شکاف دستگاه دانسیتومتر (شکافی که از آن نور عبور کرده و اسکن صورت می‌گیرد) دقیقاً موازی با باندها[1] در سطح نوار الکتروفورز باشد. از اسکن کردن فراکشن‌هایی که به شکل نامنظم، متراکم و غیرمتراکم می‌باشند، اجتناب کنید (مانند: باندهایی که به شکل دمبل می‌باشند). اگر شما باندهایی دمبلی شکل بر روی نوار الکتروفورز دارید، در صورت امکان سعی کنید که از اسکن ناحیه گردن (ناحیه کروی دو طرف باند دمبلی شکل) دوری کنید، بلکه از قسمت وسط (ناحیه دسته دمبل) اسکن کنید. بزرگی شکاف می‌تواند بر روی نتیجه به دست آمده تأثیر بگذارد. شکاف بزرگتر، قسمت بیشتری از فراکشن‌ها را اسکن کرده و از نظر تئوری دقت بیشتری نیز خواهد داشت. اما بیشتر نمونه‌ها آنقدر یکنواخت نیستند که قابل اسکن کردن باشند. اگر شکاف اسکن به اندازه کافی کوچک باشد، موثرتر بوده و اغلب بهتر از شکاف بزرگ می‌تواند ناحیه‌های یکنواخت را اسکن کند و در نتیجه عملاً دقت بیشتری خواهد داشت. وقتی که دستگاه دانسیتومتر با کمک مکان باب اتوماتیک[2] نوار الکتروفورز را اسکن می‌کند، شکاف بزرگ ممکن است که شکاف بهتری باشد. شکاف کوچک هر چند تا حدودی قابلیت تفکیک دو ناحیه مختلف را کاهش می‌دهد، اما عوامل مزاحم ناخواسته را نیز کم کرده و بنابراین امکان ایجاد قله‌های اضافی را نیز در منحنی کاهش می‌دهد. شکاف بزرگ درصد بیشتری از نمونه‌های تفکیک شده بر روی نوار الکتروفورز را اسکن می‌کند اما اغلب به همراه آن عوامل مزاحم بیشتری اسکن می‌شوند. شکاف کوچک از آنجایی که می‌تواند بهترین ناحیه را در سطح نوار الکتروفورز جدا کرده و اسکن کند، ترجیح داده می‌شود.

و: ثابت بودن اپتیکال دانسیته فراکشن (Est oblishing Froction OD)

همان‌گونه که قبلاً گفته شد اگر نتایج دقیق مدنظر می‌باشد، لازم است که OD آلبومین را بین نقاط 7/0 = OD تا 2/1 = OD تنظیم کنید. اندازه‌گیری OD یک ناحیه مورد نظر بسیار ساده می‌باشد. در مبحث کنترل خطی بودن نمودار دانسیتومتر توضیح داده شد که بعضی از شرکت‌ها، نوارهای الکتروفورز با لکه‌هایی بر روی آن که دانسیته آن‌ها به صورت متوالی افزایش می‌یابد را تهیه نموده‌اند. با کمک این نوار و اسکن از روی آن، می‌توان OD نقاط آنرا که به طور منظم افزایش یافته‌اند، مشخص کرد. با اتصال این نقاط به همدیگر پلکانی به دست می‌آید که خطی مستقیم رئوس نقاط این پلکان را به هم وصل خواهد نمود. ترسیم این پلکان نردبانی را Step-Wedge graph می‌گویند. سپس منحنی آلبومین را به کمک دانسیتومتر رسم کرده و نقطه قله منحنی[3] را مشخص می‌کنیم. این نقطه که نقطه OD آلبومین می‌باشد، باید بین 7/0 و 2/1 قرار داشته باشد.

شکل ۶: شکاف بزرگ درصد بیشتری از نمونه‌های تفکیک شده بر روی نوار الکتروفورز را اسکن می‌کند اما اغلب به همراه آن عوامل مزاحم بیشتری نیز اسکن می‌شوند. شکاف کوچک از آنجایی که می‌تواند بهترین ناحیه را در سطح نوار الکتروفورز جدا کرده و اسکن کند، ترجیح داده می‌شود. در این شکل چون فراکشن‌های پروتئین به صورت نامنظم و غیر یکنواخت می‌باشند، بهتر است شکاف روزنه را کوچک‌تر انتخاب کرده تا قسمت‌های یکنواخت‌تر اسکن شوند.

 

شکل 7: نحوه ترسیم یک نمودار پلکانی (step –Wedge graph) و مشخص کردن نقطه OD برای آلبومین. هر پله در این نمودار نشان دهنده 3/0 واحد می‌باشد که شروع آن از نقطه 05/0 می‌باشد. اگر منحنی کاملاً خطی باشد، خطی که نقطه 55/1 OD = را به نقطه 35/0 OD = وصل می‌کند مستقیم بوده و از عمه نقاط روی منحنی عبور می‌کند.

[1]– Fractions

[2]– Quick Quant

[3]– Peak

نمونه سرم یا پلاسما (Sample Serum or Plasma)

معمولاً در الکتروفورز، نمونه سرم بر پلاسما ترجیح دارد. تنها اختلاف این دو نمونه، وجود باند اضافه فیبرینوژن در نمونهٔ پلاسما است که بین باندهای بتا- ۲- گلبولین و گاماگلبولین قرار دارد. نمونه پلاسما از آن جهت که می‌تواند میزان فیبرینوژن را مشخص کند از نمونه سرم مفیدتر می‌باشد.

فیبرینوژن به آسانی بر روی صفحه استات سلولز و تیتان III حرکت کرده و به صورت یک باند تیز با اندکی دنباله در جایگاه خود ظاهر می‌شود. مقدار نرمال آن تقریباً mg/dL 6/0 می‌باشد و در بعضی مواقع به صورت مشخص قسمتی از باند گاما و بتا-دو- گلبولین چسبیده به فیبرینوژن می‌باشد. هنوز ارتباط مشخصی از تداخل باند فیبرینوژن در تخمین میزان IgA و تشخیص گاماپاتی مونوکلونال اولیه[1] پیدا نشده است.

ح: همولیز (Hemolysis)

همولیز می‌تواند به صورت شدید در جواب‌های الکتروفورز تاثیر بگذارد. از آنجائی که هاپتوگلوبین‌ها با آلفادو گلبولین‌ها باند می‌شوند، میزان کم همولیز به صورت مشخص، میزان آلفا – دو – گلبولین را افزایش می‌دهد. همچنین چون HbA1 در ناحیه بتا- یک – گلبولین حرکت می‌کند. همولیز زیاد به صورت قابل توجه‌ای مقدار بتا- یک – گلبولین را افزایش می‌دهد.

ث: نگهداری نمونه (Sample Storage)

وقتی که نمونه را نگهداری می‌کنید تغییرات کمی در مقدار اجزاء تشکیل دهنده آن ظاهر خواهد شد. مدت زمان Y نگهداری می‌تواند تا حدودی قابلیت تفکیک‌پذیری[2] پروتئین‌ها را کاهش دهد. شرایط مناسب برای نگهداری نمونه سرم و مدت آن در جدول مقابل نشان داده شده است.

میزان دما مدت نگهداری برای جواب مناسب
دمای اتاق (°C30-20)

دمای یخچال (°C 5-2)

دمای فریزر (°C40-20)

تا 5 روز

تا 30 روز

تا 5 سال

 

[1]– Early Monoclonal Gammapathy

[2]– Resolution

همچنین ببینید

اصول اندازه گیری ESR

اصول اندازه گیری ESR نور مادون قرمز در طول لوله سدیمان حرکت کرده ، ابتدا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *